الشيخ محمد الشعيري السبزواري ( مترجم : خويدكي )

32

جامع الأخبار ( معارج اليقين في أصول الدين ) ( كاشف الأستار در ترجمه جامع الأخبار ) ( فارسي )

دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ ( 1 ) من شيعتك ومحبّيك يا علي بدرستى كه خدا نمىآمرزد اين گناه كه شرك آورده شود بوى ومىآمرزد غير اين گناه از هر كه خواهد از شيعيان ودوستان تو يا علي فرمود أمير المؤمنين ( ع ) گفتم يا رسول اللَّه اين از براي شيعه منست فرمود بلى سوگند بخدا كه اين از براي شيعه تو است وبدرستى كه بيرون ميايند ايشان از قبرهاى خود در حالي كه ميگويند لا اله الا اللَّه محمّد رسول اللَّه علىّ بن أبي طالب حجّة اللَّه پس مياورند جامه‌هاى سبز از بهشت وتاجهاى با زينت از بهشت وشتران نيكو از بهشت پس ميپوشند هر يك از ايشان جامه سبز وميگذارند بر سر تاج ملك وپادشاهى وتاج پوش كرامت پس سوار شتران ميشوند وميبرند ايشان را ببهشت غمگين نميگرداند ايشان را فزع وترس بزرگ واستقبال ميكنند ايشان را فرشتگان وميگويند اينست آن روز كه وعده داده بودند شما را بآن وفرمود رسول خدا ( ص ) سبك مداريد درويشانى را كه شيعه علي ( ع ) وأولاد اويند بعد از وى بدرستى كه مردى از ايشان شفاعت ميكند بعدد قبيلهء ربيعه ومضر . وفرمود رسول خدا ( ص ) بسا ژوليده موئى خاك آلوده صاحب دو جامه كهنه رانده شده از درها كه اگر قسم خورد بخدا وفا كند بآن . وگفت حديث كرد مرا أبو عبد اللَّه أحمد بن عبدون بزاز در مدينه السلام در سال چهار صد ويك ومن پسر بيست ودو سأله بودم وبود اين مرد معروف بابن حاشر گفت حديث كرد مرا أبو الفضل محمد بن عبد اللَّه شيبانى گفت حديث كرد مرا أحمد بن عبد اللَّه عبراني گفت حديث كرد مرا عبد اللَّه بن موسى از محمد بن سنان از محمد بن مفصل از موسى ( ع ) بن جعفر فرمود بيرون آمد أمير المؤمنين ( ع ) روزى بصحراء كوفه تا نماز كند در آن پس بعقب أو رفتند قومي پس روى بايشان كرد وفرمود ايشان را كيستيد شما گفتند ما شيعيان توايم يا أمير المؤمنين فرمود نمىبينم نشانه شيعه در شما گفتند چيست